خرید بک لینک
امروز تا وقتی که من با الیوت حرف نزدم اونم پا پیش نذاشت.ولی من دوست داشتم باش حرف بزنم،گرچه آخرشم اینکارو نکردم،و سوالایی که میپرسه و جز اون لبخند احمقانه هیچ جوابی ندارم که بش بدم.احساس میکنم کم کم فکر میکنه من دیوونه ام.فلاکت بار میگذرونم مدرسه رو.سر کلاسا گوش نمیدم و می دونم عواقب بدی خواهد داشت.#شروع کردم به خوندنِ ریلا در اینگل ساید دوباره و پیشاپیش از ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکا شاکری تاريخ: يکشنبه 5 فروردين 1397 ساعت: 22:52

نشستم مطالب قبلیِ وب رو خوندم(معلومه دوتا امتحان اختصاصی دارم دیگه؟!) و اونجاهایی که اسم پریسا رو اورده بودم رو براش فرستادم و بعد سه تایی(به علاوه هستی) کل دوره نهم رو مرور کردیم و خندیدیم.کاش زندگی همونجا متوقف می شد و هیچ وقت انقد به این سمت نمی رفت که شبیه مُرداب شه..و چقد از کلمات و جملات قلمبه سلمبه استفاده میکردم." فرهنگ چیزیه که آسیب جدی و مخربی بر حادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکا شاکری تاريخ: يکشنبه 5 فروردين 1397 ساعت: 22:52

یه بدبختی اومده بهم پیام داده سلام خانم جعفری،هشتاد میلیون به حسابتون پول ریختم!

به داداشمم پیام دادن منتها داداشم اعصاب نداشت گفت باشه،پس،فردا جسدو همونجای همیشگی بیاین ازم تحویل بگیرین!!!!

# برین پی کار و زندگیتون این مسخری بازیا چیه؟؟؟؟

برچسب: ماذا,فاذا,سیدی, نویسنده: نیکا شاکری تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:19

لان می خوام با یه جعبه بزرگ دستمال کاغذی برم یه گوشه بشینم و در اتاقمو ببندم و ساعت ها زار زار گریه کنم!بالاخره مردی به نام اُوِه رو تموم کردم. این کتابو به هیچوجه نباید تند تند بخونین،باید بخونیش بعد بزاری کنار و برای خودت چایی دم کنی و بشینی تا اجازه بدی کم کم کلماتش رسوخ کنن به بدنت و بشن پوست و گوشتت!! بعد در افکارت غوطه ور شی و فک کنی راجبه همه چی،خساست اُوِه؟ مطمعنا نه! اگه خودش اینجا بود بهتون می فهموند این یه ضابطه است،شماها چی از ضابطه میدونین اصلا؟؟ ولی من اینجام تا بهتون بگم به هیچوجه سعی نکنین در حالی که پشت خودروی تویوتا یا رِنو تون میشینین با یه مردی که سال هاست ساب سوار میشه در ادامه مطلب

برچسب: مردی,نام,اُوِه,دخترکی,آستانه,زار,زدن, نویسنده: نیکا شاکری تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:19

هلووووو باز منم رهی الانم من و شارمین داریم دنبال هیستوریه داخل اکسپلورر میگردیمممم چون رایانه{شارمین اصرار داره از کلمات پرشین استفاده شه} در دسترس ما متعلق به عهد قجر میباشد و همواره با ناسزاهای من و شارمین مواجه میگردد{خاک تو سرش} الانم من دست و پای شارمین رو بستم که بزاره من پست بزاااارم دو مینادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکا شاکری تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 20:16

بهترین مامان دنیا!!!!!بدان من همیشه و همیشه تمام لحظات زندگیم را مدیون این بوده ام که تو همیشه با صبوری و محبت فراوانت مرا حتی در مواقعی که بدترین دختر روی زمین می شدم می پذیرفتی! مدیون این بوده ام که با صبوری قبل از مدرسه رفتن به من خواندن یاد دادی و همیشه مرا با کتاب خریدن هایت و هدیه دادنشان در بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکا شاکری تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 20:16

درحالی که هدفون نارنجی رنگ دوست داشتنیم رو گوشمه و آهنگای جدید سلنا پخش میشن و چراغ خواب قرمز رنگم روشنه و پتویی کلفت انداختم رو پاهام و کتاب باغ مخفی دستمه دارم به این فکر میکنم که چقدر لذت بخشه برای دومین بار تو یه سال برف اومده!چقدر لذت بخشه که همه خوابن و من بیدار و دارم گوله های سفید برف رو که ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکا شاکری تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 20:16

اعتراف میکنم صبح کلاس زبان یادم رفت و دوستم بهم زنگ زد!در حالی که داشتم ومپایر دانلود میکردم و برنامه ریزی میکردم چیجوری سه تا امتحانو بشینم بخونم!والبته کلیپای تیلورو می دیدم!!!!و زبانکده بسی فان بود و خوش گذشت!موضوع درس کتاب بود،خیلی دلم میخواست بیشتر حرف بزنیم،دلم میخواست یه عالمه حرف راجبه کتاباادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکا شاکری تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 20:16

وقتی اولین بار دیدیمش با اون ریش پروفسوری و استایل راه رفت و حرف زدناش مطمئن بودیم چنان زهره چشمی گرفته که محاااااااله بتونیم رو حرفش حرف بزنیم!هیچوقت و هیچوقت هیییییچکس در طول تاریخ جرات نداشت امتحانشو بپیچونه و حتی یه روز نشد عقب بندازیم!:/ امروز وقتی اومد و زار زدیم تورو خداااااااا عیدهههههههه،خرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکا شاکری تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 20:16

دلم میخواد هی بنویسم،و هم اکنون خیلی وقته دارم به کی بورد نگاه می کنم و هیچی هم به ذهنم نمی رسه که بنویسم،ولی خوب از یه جایی شروع میکنم و بالاخره هم به جایی خواهم رسید و امیدوارم سرتون رو درد نیارم... باورتون میشه یه ماه گذشت و الان رسیدیم به آبان؟چقدر زود! من از همین جا اعلام می کنم هندسه مزخرف ترین درس دنیاست!یعنی مزخرف ترین مزخرف ترینشون!واسه چی باید چیزی رو که میدونم درسته اثبات کنم؟من تا حالا تو روزهای زندگیم حوصله نداشتم چیزی رو به کسی ثابت کنم چه برسه به هندسه!!!! برگشتن از مدرسه کنار پنجره اتوبوس اون قسمتش که خالیه من و دوستم زهرا می ایستیم و حرف مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکا شاکری تاريخ: جمعه 7 آبان 1395 ساعت: 0:57

حتما حالا همه دوستامون کلی درس و کار و این چیزا دارن و برای همینم این وب میمونه و اونایی که خیلی باهاش صمیمین و موندگار...پاییز همتون خوش و خرم پر از گرما و نوشیدنی های گرم..راستی سندباد عزیز همین الان دارم اهنگ والس رو گوش میدم مرررسی از معرفی.. دلم نقاشی میخواد و چایی با بیسکویت دایجیستو و یه دوست پایه برای حرف زدن های زیاد اما درک میکنم دوستای حقیقیم مشغولن و دوستای خیالیم هم از اونا بدتر پس سرم رو روی کتاب فیزیکم میزارم و با انگشت روی میز ضرب میگیرم تا همه حرفامو زده باشم... میخوام یه فیلم ببینم که یه مدتی با شخصیت دومش دوست باشم بریم مدرسه اخه مدرسه بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکا شاکری تاريخ: شنبه 1 آبان 1395 ساعت: 12:07

آخرین باری که پست گذاشتم مدت ها پیش بود و خبری از هیچکدومتون هم نبود... چهارشنبه هفته پیش بازم رفتیم شهر کتاب و من با بغلی پر از کتاب برگشتم که هنوز نخوندمشون و هم چنان دارم اتاق رو میخونم.تصمیم گرفتم پنج شنبه جمعه ها که وقت بیشتری دارم بشینم ریاضی و فیزیک بخونم و اگه وقت شد شیمی... شهر کتاب تابلوشو عوض کرد!منم موهامو کوتاه کردم.خیلی کوتاه!و نمیدونین بلا چقدر اولین بار چپ چپ نگام می کرد! ولی خیلی دوست دارم موهامو وقتی کوتاشون میکنم!این مدل مو بهم میاد!اگه خوب و با دقت بشورمشون مثل مالیا میشن! امروز اولین آزمون آیه های تمدن رو هم دادیم!کتاب «باشگاه مغز 1» کهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکا شاکری تاريخ: پنجشنبه 15 مهر 1395 ساعت: 11:47

اگه نبودیم و کامنتا رو درج نکردیم واقعا معذرت میخوایم و ببخشید. به وضوح میشه حضور مهر رو احساس کرد مخصوصا با بارون های شدیدی که اینجا میاد،و امیدوارم بهترین سال تحصیلیتون رو بگذرونین! مریمی از درج نکردن کامنتات خیلی خیلی معذرت میخوایم!بلا نت نداشت و من هم خونه نبودم! برات بهترین سال رو و رسیدن به هدف هات رو آرزومندم و مطمئن باش برام ارزش داری و دوستت دارم. تو دختر با استعدادی هستی و من به موفق شدنت ایمان دارم. اینو تو پست نوشتم چون گفتم شاید کامنتو نبینی. خلاصه اینکه برای همتون سال تحصیلی خوبی را آرزومندم و دیدن این کلیپو از دست ندین: https://www.instagram.com/p/BKtادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکا شاکری تاريخ: چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت: 2:49

اسم پست خودش گویای همه چیزه! اول از همه از تمام شما دوستای گلم با کامنتای انرژی بخش و خوبتون ممنونم که واقعا خوب بودین و انرژی دادین و ویلی عزیزم تو وبش واقعا جمله قشنگی گفت که امروز خیلی بدردم خورد!اصلا یادش میفتادم قلبم آروم میشد! امروز چهار ساعت شیمی داشتیم.:/ ولی خب،خوب بود،معلم خوبی بود و امیدوارم تو مدرسه هم یه معلم خوب مال ما بشه! و من یه لحظه چنان قلبم یخ میشد و مغزم داغ می کرد یه چیزی رو نمی فهمیدم که حد نداشت،در حالیکه خیلیا خیلی چیزا نمی فهمیدن! ولی من جدیدا دیر میگیرم،همش به خاطر اینکه حواسم پرت میشه! ولی امروز جز موازنه همه چی رو کامل فهمیدم!هادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکا شاکری تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 1:27

از شباهت های من و بلا میشه هم زمان پست گذاشتن هامون رو مثال زد که این اواخر زیاد خودنمایی میکرد،در نتیجه یه طرح زوج و فردی قائل شدیم که روزهای زوج بلا جان و روزهای فرد اینجانب حق پست گذاشتن داریم.:) الانم ساعت یک شد و روز فرده.:) خوشحالم امروز بعد حرف نازیلا هیچی به ذهنم نرسید برای پست گذاشتن وگرنه مجبور میشدم حذفش کنم. یه خبر جالبی که صبح خوندمش: یه سیگنالی از طرف یه ستاره به فاصله 49 سال نوری تو صورت فلکی هرکول برای زمین ارسال شده که دانشمندا رو از همه لحاظ شگفت زده کرده: 1-این سیگنال چطور ارسال شده؟(البته هیچکس امیدی به موجودات فضایی نداره) 2-اگه سیگنال مسادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکا شاکری تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 1:27

صفحه بندی