الانم من و شارمین داریم دنبال هیستوریه داخل اکسپلورر میگردیمممم چون رایانه{شارمین اصرار داره از کلمات پرشین استفاده شه
} در دسترس ما متعلق به عهد قجر میباشد و همواره با ناسزاهای من و شارمین مواجه میگردد{خاک تو سرش}
الانم من دست و پای شارمین رو بستم که بزاره من پست بزاااارم دو مین اروم نمگیرههههه کهههههه
میخوایم تست ریاضیییی بزنیم{الکیییییییییییییییییی} ادبیاتم بخونیم{دعا کنین از ما نپرسه}
الانم در کلاس رسانه بازه چون مامانا دارن میان ک کارنامه های درخشان مارو بگیرن احتمالا به مدت ی سالی مارو نمیبینین
عیییییی چن لحظه از این شارمین غافل شدم معلوم نیست کجا رفتههه برم دنبالش
اوکییییی باااااااای
پ.ن:با مقاومت های اینجانب در برابر رهی که پست بزاره موفق شدم چند خطی براتون بنویسم!:/ الان متوجه شدم کلا همه خاطرخواه استایلز تشریف دارن!من رفتم خودکشی.
چند روز پیش که قسمت نه رو دیدم استایلز برگشت،وااااااااااییییییییییی نمیدونین چقدر احساسی بود.
همونطور که رهی گفت نمرات مرگ آورمون الان میرسه دست خانواده ها!پلیییییییییییز دعا کنین!
پ.ن2:واااااایییییییییییی دختره رد شد سیم کامپیوترو قطع کرد.قلبمون اومد تو دهنمون که متنامون پرید.

برچسب:
نویسنده: نیکا شاکری