خرید بک لینک
از شباهت های من و بلا میشه هم زمان پست گذاشتن هامون رو مثال زد که این اواخر زیاد خودنمایی میکرد،در نتیجه یه طرح زوج و فردی قائل شدیم که روزهای زوج بلا جان و روزهای فرد اینجانب حق پست گذاشتن داریم.:)

الانم ساعت یک شد و روز فرده.:)

خوشحالم امروز بعد حرف نازیلا هیچی به ذهنم نرسید برای پست گذاشتن وگرنه مجبور میشدم حذفش کنم.

یه خبر جالبی که صبح خوندمش:

یه سیگنالی از طرف یه ستاره به فاصله 49 سال نوری تو صورت فلکی هرکول برای زمین ارسال شده که دانشمندا رو از همه لحاظ شگفت زده کرده:

1-این سیگنال چطور ارسال شده؟(البته هیچکس امیدی به موجودات فضایی نداره)

2-اگه سیگنال مستقیم برای ما فرستاده شده باشه به 50 تریلیون وات انرژی نیاز داره و اگه به صورت دایره وار ساطع شده باشه به میلیون ها برابر اون انرژی نیاز داره.پس چیجوری تونسته برسه اینجا؟

دارم فکر میکنم شاید اون همه سیگنال و نامه های فضایی به یه جایی ختم شده باشن.وای فکر کنین اگه موجودات فضایی باشن چی میشه...

و خبر دوم اینکه اون شیش نفری که از آگوست پارسال تا الان برای سفر به مریخ قرنطینه شده بودن الان به اجتماع برگشتن.فکر کنین تا یک سال فقط پودر پنیر و کنسرو بخورین.!اونم منه بدغذا!

کتاب هری خوب پیش میره فقط اینکه من ده صفحه میخونم دوباره چند صفحه تکرار میشه.مثلا الان رسیدم 72 صفحه بعدش شده 65،من باید انقدر برم جلو تا دوباره 73 رو پیدا کنم.امیدوارم ازم پس بگیرن و من یه کتاب خوب بگیرم.چون چندتا از برگه هاش هم کنده است.

کلی برنامه داشتم واسه امروز که انجام بدم،ولی چون غروب رفتیم بازار همه به هم ریخت و من به جای دو فصل شیمی،فقط یه فصل خوندم،اونم با سرعت تا برسم،و تصمیم گرفتم مزرعه حیوانات رو هم ادامه بدم.

هری هم که اصلا نخوندم.

برای اینکه به خودم انرژی بدم دارم دایورجنت رو می بینم.چقدر دلم براش تنگ شده.:)دلم کتاباشو هم میخواد.البته الان دارم پی دی افشو میخونم.ولی خوب کتاب یه چیز دیگه است!

انقدر فکرم مشغوله و استرس دارم که همش خوابم میگیره.:)

و هیچکس نمیفهمه در پس این چهره شادی که یهو تو خودش فرو میره و با همه لج میکنه چه خبره!حتی اگه بهشون توضیح بدم...هیچکس و هیچکس..مطلقا!جز مادرم!:)3>

#از روزشماری برای تولدت هیجان زده ام!امیدوارم اون روز پیشم باشی!

#فردا اولین روز هاگوارتزه!کی چمدون و حیوون دست آموزش و تکالیف تابستونیشو آماده کرده؟

حرف زیاد داشتم ولی یادم نیست.یادم اومد هشتگ میزارم.:)

#سندبادجونی شعرتون از عمو شلبی معرکه بود!

#خندوانه هم بسی عالی و باحال بود.:)

#نمیدونم چرا هروقت پستمو ثبت میکنم تازه یادم میاد چی میخواستم بنویسم و این تو اینستا هم صدق میکنه،اگه ببینین اکثر پستام ادیت شده است.

امروز بازار برای خودم یه کیف برای مدرسه خریدم که با کفشم کاملا ست شده،البته کفش مدرسه نه،ولی کفششو دوست دارم و اکثرا میپوشم.

رفتیم مغازه دکمه فروش(چیزیه که همیشه صداش میکردیم.:))و یه لاک خیلی خوشگل و ناز خریدم که الان زدم،به همراه یه دستبند نازتر از لاک که هنوز دستمه،شانس اوردم یادم اومد وگرنه باهاش میخوابیدم،یه تل مشکی چون قبلیه شکست،و چندتا دیگه از اون دکمه چوبیای خوشگل!برای درست کردن گیره کاغذی بلا جونم!

#روزی که من لاک بزنم و دستبند بزارم 50 درصد جمعیت جهان تعجب میکنن!مخصوصا اگه گوشوار گرد طلا بزارم و کلا از بدلیجات استفاده کنم.گفتم که در تعجب و بروز احساسات آزاد باشین!:)

#آهنگ همیلتون رو که تو مراسم گرمی امسال دیده بودم بالاخره پیداش کردم و گرفتمش!بقیه آلبومشم پیدا کردم.وای چقدر باحاله!

برچسب: نویسنده: نیکا شاکری تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 1:27

صفحه بندی