خرید بک لینک
حتما حالا همه دوستامون کلی درس و کار و این چیزا دارن و برای همینم این وب میمونه و اونایی که خیلی باهاش صمیمین و موندگار...پاییز همتون خوش و خرم پر از گرما و نوشیدنی های گرم..راستی سندباد عزیز همین الان دارم اهنگ والس رو گوش میدم مرررسی از معرفی..
دلم نقاشی میخواد و چایی با بیسکویت دایجیستو و یه دوست پایه برای حرف زدن های زیاد اما درک میکنم دوستای حقیقیم مشغولن و دوستای خیالیم هم از اونا بدتر پس سرم رو روی کتاب فیزیکم میزارم و با انگشت روی میز ضرب میگیرم تا همه حرفامو زده باشم... میخوام یه فیلم ببینم که یه مدتی با شخصیت دومش دوست باشم بریم مدرسه اخه مدرسه بدجوری کسل کننده مینماید.. من هیچوقت از شخصیتای اول خوشم نمیاد همیشه دومیا رو بیشتر دوست دارم..

اتاقم دوباره به وضع سیبری بودنش برگشته و من اکنون با یک پتو در دورم و سیوشرتی در تنم با شما سخن میکنم میشه ینفری به من بگه دقیقا چرا بدنم هیچوقت نقطه تعادل نداره؟؟ نه به تابستونا که دو برابر همه گرما جذب میکنه نه به الان که نوک انگشتام رو احساس نمیکنم..

در اخر باید اینو بگم که سندباد عزیزم من در این دورانی که هم صحبتانی به این کمی دارم باید از شما برای حرف زدن با خودم تشکر کنم و همچنین از اینکه حرف هایم را گوش می دهید..

خیام اگر ز باده مستی خوش باش با ماهرخی اگر نشستی خوش باش

چون عاقبت کار جهان نیتی است انگار که نیستی، چو هستی خوش باش خیام

عیبجویانم حکایت پیش جانان گفته اند من خود این پیدا همی گویم که پنهان گفته اند

بیش از این گویند سعدی دوست میدارد تو را؟ بیش از انت دوست میدارم که ایشان گفته اند. سعدی جانم

هوا خواه توام جانا و می دانم که میدانی که هم نادیده میبینی و هم نننوشته می خوانی

ملامتگو چه دریابد میان عاشق و معشوق نبیند چشم بینا خصوص اسرار پنهانی حافظ علیه و ارحمه جانم

دل عاشق به پیغامی بسازد به یاد نامه یا نامی بسازد

مرا کیفیت چشم تو کافی ست ریاضت کش به بادامی بسازد همشر خومونه..طالب املی

تقدیم به سندباد و شارم عزیزم

برچسب: نویسنده: نیکا شاکری تاريخ: شنبه 1 آبان 1395 ساعت: 12:07

صفحه بندی